ابراهيم عاملي ( موثق )

259

تفسير عاملي ( فارسي )

ترجمه : 176 اى محمّد براى مردم نقل كن داستان آن كه از نشانه ها [ و دين و پيغمبر ] خود به او نمايانديم و او خود را از آن بر كنار كرد و ديو او را بدنبال خود برد وز گمراهان شد 177 و گر شايسته مىدانستيم و بسرنوشت مىكرديم او را به آن علم و معرفت بلند مرتبمىنموديم و لكن او خود را فرومايه كرد و بدنبال خواسته هاى خود رفت . پس داستان او داستان سگ است كه اگر ز خود برانى زبان ز تشنگى برآرد و اگر به خود گذاريش همچنان زبان درآرد و هلهل زند . اين چنين است داستان گروهى كه نشانه هاى ما را دروغ شمردند . پس تو اى محمّد اين داستانها را به ياد مردم بدار تا شايد بينديشند [ و رو بصلاح روند ] 178 چه بد نمونه دارند آن مردم كه آيات ما دروغ شمردند و به خود ستم نمودند 179 البتّه آن را كه خدا رهبرى كند به راه راست بود و آنان را كه [ آماده ى پذيرش حق نشدند ] او ز راه بگرداند و زيانديده بودند 180 چه ما گروهى بسيار ز آدمى و پرى آفريديم كه [ سر انجام انديشه و كارشان ] بسوى دوزخ باشد ، [ چون ] دلهاشان توان فهميدن ندارد و چشم و گوششان نه بيند و نشنود . پس اين گونه مردم بمانند چهارپايان بودند و بلكه فروترند كه مردمى بىخبرند . سخن مفسّرين : « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ » 173 طبرى : مردى از بنى - سعد بنام اسود بن سريع گفت در حضور پيغمبر چهار جنگ را حاضر بودم ، مردم ذريه و نسل مشركين و جنگجويان را دشنام ميدادند ، پيغمبر خبردار شد و اعتراض فرمود ، از آن حضرت پرسيدند : نه مگر پدرهاى آنها مشرك بودند ؟ فرمود : مردمان خوب كه در ميان شما هستند پدرانشان مشرك بوده‌اند و هر مولود جاندارى بر نهاد اصلى طبيعت اسلام و حقّپرستى است تا زبانش گشاده شود و پدر مادرش او را باديان مختلف برگردانند ، حسن بصرى گفت : اين سخن پيغمبر در قرآن است به اين آيه « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ » . مجمع : علماى شيعه و غير شيعه در معنى اين آيه و چگونگى آن اختلاف كرده‌اند : يك دسته گفته‌اند يعنى خداوند نسل آدم را كه مانند مورچگان بودند